Download Now
2010 January | Mihan News - وب سایت خبری میهن - Part 2

میهن نیوز یک وبسایت خبری کاملا مستقل و متعلق به مردم آزادیخواه ایران زمین است. (لطفا سایت را با مرورگری به غیر از اینترنت اکسپلورر باز کنید)


دیدار سید حسن خمینی با خانواده شهید سید علی موسوی – عکس »

میهن نیوز: سید حسن خمینی جمعه شب گذشته در منزل شهید سید علی موسوی، خواهر زاده میرحسین موسوی حضور پیدا کرد

به گزارش جرس، در این دیدار که برای دلجویی از خانواده این شهید عاشورایی برگزار شد، علاوه بر سید حسن خمینی، سید یاسر خمینی دیگر نوه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی نیز حضور داشت.

  • Balatarin
  • Facebook
  • FriendFeed
  • Twitter
  • Yahoo Messenger
  • Google Bookmarks
  • Google Buzz
  • Delicious
  • Google Gmail
  • Digg
  • Share/Bookmark

اطلاعیه دفتر آیت ‌الله دستغیب در اعتراض به ادامه یافتن پلمپ مسجد قبا + عکس »

میهن ‌نیوز : در پی عدم فک پلمپ از مسجد قبا، دفتر آیت الله دستغیب اطلاعیه‌ای را  منتشر کرد.

متن کامل اطلاعیه به شرح زیر است:

بسمه تعالی

پیرو تماس‌های مکرّر مؤمنین و محترمین، به اطّلاع مردم مؤمن، شریف و انقلابی می‌رساند:

۱ ـ علی رغم این که حکم شورای تأمین استان مبنی بر تخلیه و پلمب مسجد قبا (آتشیها) و حوزه‌ی علمیه ابوصالح(عج) به جای برخورد با اغتشاشگران و تأمین امنیت، خلاف قانون و خلاف شرع بوده و این دفتر، موضوع را از طریق تمامی مراجع قانونی پیگیری نموده است، لکن کماکان حصر ادامه داشته و پلمب برداشته نشده است.

۲ ـ حضرت آیت‌الله دستغیب همچنان از مردم متدیّن می‌خواهند که آرامش خود را حفظ کرده و از هر گونه تجمّع و درگیری خودداری نمایند.

۳ ـ حسب فرموده‌ی معظّم له هیچ‌کدام از شاگردان و وابستگان ایشان، با رسانه‌های خارج از کشور مصاحبه نداشته و اگر کسی مصاحبه‌ای داشته باشد، مربوط به ایشان نیست.

دفتر حضرت آیت‌الله سیّدعلی محمّد دستغیب

  • Balatarin
  • Facebook
  • FriendFeed
  • Twitter
  • Yahoo Messenger
  • Google Bookmarks
  • Google Buzz
  • Delicious
  • Google Gmail
  • Digg
  • Share/Bookmark

افشا سندی دیگر – عکس های حضور معنا دار عضو حزب الله لبنان (ابوناصر) در محل انفجار بمب قيطريه »

Aboonaser-Mihan-News (2)

Hezbollah-Mihan-News (3)

Aboonaser-Mihan-News (4)

Aboonaser-Mihan-News (1)

صبح امروز در محله قيطريه در مجاورت منزل دكتر مسعود علي محمدي بمب نسبتا قوي اي منفجر شده كه منجر به فوت ايشان و زخمي شدن دست كم چهار نفر شده است ، پيرامون اين حادثه تروريستي حرفهاي زيادي مي باشد اما به زعم من تنها برنده اين حادثه حكومت ايران مي باشد و دست داشتن عوامل خارجي چون مجاهدين خلق يا گروه انجمن پادشاهي ويا كشورهاي آمريكا و اسرائيل و انگليس بيشتر به طنز شبيه مي باشد . دكتر علي محمدي طبق شواهد بي شمار من جمله اين بيانيه كه به امضاي ايشان نيز رسيده است  از هواداران مهندس موسوي و جنبش سبز بوده است ، پس اگر قرائت حكومتي ها را هم قبول كنيم كه “سران فتنه” از عوامل پياده نظام خارجي ها هستند اصولا هيچ فرماندهي سرباز خود را ترور نمي كند ! اما اگر دقيقتر نگاه كنيم علي محمدي من جمله افرادي بوده است كه داراي اطلاعات ذي قيمتي در مورد دستيابي ايران به تكنولوژي هسته اي بوده است ، گول تكذيبيه سازمان انرژي هسته اي را نخوريدچراكه بسيار ماهرانه اين تكذيبيه فقط اعلام مي كند كه وي در استخدام اين سازمان نبوده است و اعلام نمي كند كه آيا داراي اطلاعات و دانشي در اين مورد بوده است يا خير ؟ پس طبيعي است كه نظام ديگر نخواهد به ليست فراريان دانشمندان و مطلعان هسته اي خود نام ديگري بيافزايد ، عليرضا عسگري تاسيسات پارچين و لويزان را برملا نمود و شهرام اميري نيروگاه قم را و اينجاست كه هر كسي اطلاعات زيادي داشته باشد و احيانا از منتقدين و يا مخالفين هم باشد بايد به روش هميشگي اين حكومت “حذف” بشود . در اين ميان هم چه بسا از بهترين مزدوران گوش بفرمان خود همچون بسيار موارد ديگر من جمله ترور ميكونوس از نيروهاي حزب الله لبنان استفاده نمايد . عكس بالا كه اتفاقا توسط خبرگزاري فارس هم منتشر شده است در آن به خوبي نشان مي دهد كه ابوناصر – فردي كه از اعضاي حزب الله لبنان مي باشد و در بسياري از عملياتهاي سركوب اخير حضور داشته است – در محل حادثه مشغول گشت و گذار براي خود مي باشد كه البته اين حضور معنا دار قابل تامل مي باشد .

  • Balatarin
  • Facebook
  • FriendFeed
  • Twitter
  • Yahoo Messenger
  • Google Bookmarks
  • Google Buzz
  • Delicious
  • Google Gmail
  • Digg
  • Share/Bookmark

تصاویری از چند دقیقه بعد از انفجار بمب و ترور استاد مسعود علی محمدی »

wWw.Mihan-News.com - خبرگزاری مستقل میهن

wWw.Mihan-News.com - خبرگزاری مستقل میهن

  • Balatarin
  • Facebook
  • FriendFeed
  • Twitter
  • Yahoo Messenger
  • Google Bookmarks
  • Google Buzz
  • Delicious
  • Google Gmail
  • Digg
  • Share/Bookmark

کشته شدن مسعود علی محمدی، استاد فیزیک و انرژی هسته ای دانشگاه تهران در انفجار بمب »

تصویر مسعود علی محمدی - عکس از خبرگزاری فارس

میهن نیوز : گزارش های خبری از کشته شدن یک استاد دانشگاه در انفجاری در تهران حکایت دارد و برخی منابع خبری داخلی “ترور” او را به عناصر مخالف حکومت نسبت داده اند.

روز سه شنبه، 12 ژانویه (22 دی)، واحد مرکزی خبر گزارش کرد که “یک استاد متعهد و انقلابی دانشگاه تهران” به نام مسعود محمدی “در اقدام تروریستی عناصر ضد انقلاب و استکبار به شهادت رسید.”

در ادامه این خبر آمده است که دستگاه های امنیتی و انتظامی بررسی این حادثه تروریستی و شناسایی عوامل آن را آغاز کرده اند.

در مورد نحوه کشته شدن آقای محمدی گزارش های متفاوتی در رسانه های خبری جمهوری اسلامی منعکس شده و در حالیکه برخی گزارش ها این شخص را هدف یک طرح ترور با انگیزه سیاسی قلمداد کرده اند، گزارش های دیگر شامل آغاز تحقیقات در مورد این حادثه است.

خبرگزاری دولتی ایران – ایرنا – در نخستین گزارش در این مورد، از انفجار بمب “در محدوده شمال تهران در قیطریه” خبر داد و به نقل از یک منبع آگاه در نیروی انتظامی گفت که هنوز از تعداد کشته شدگان این انفجار اطلاعات کافی در دست نیست و اطلاعات کامل بعدا انتشار خواهد یافت..

ساعاتی بعد، این خبرگزاری “شهادت استاد فیزیک دانشگاه تهران در یک اقدام تروریستی” را گزارش کرد و نوشت که بمب کنترل از راه دور در موتور سیکلت مجاور خودرو “مسعود علی محمدی” جاسازی شده بود.

در عین حال، ایرنا نوشت که هیچ فرد و گروهی هنوز مسئولیت “این عملیات تروریستی” را برعهده نگرفته و مظنونی در این زمینه بازداشت نشده است.

از سوی دیگر، خبرگزاری دانشجویان ایران – ایسنا – به نقل از مصاحبه ای اختصاصی با عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، گفته است که صبح سه شنبه، یک استاد دانشگاه به نام مسعود علی محمدی هنگامی که قصد سوار شدن به خودرو خود را داشته با انفجار موتور مجاور خودرو کشته شده است.

دادستان تهران ضمن اعلام انتقال جسد این فرد به پزشکی قانونی، از بازدید بازپرس از محل حادثه و آغاز تحقیقات به منظور دستگیری عامل این انفجار و علت و انگیزه آن در دادسرای جنایی خبر داده است.

خبر وقوع انفجار در تهران بامداد سه شنبه از شبکه تلویزیونی عرب زبان العالم و شبکه تلویزیونی انگلیسی زبان پرس تی وی متعلق به دولت ایران پخش شد که گزارش کردند که یک استاد دانشگاه تهران در انفجار بمب کنترل از راه دور در نزدیکی خانه خود در شمال تهران کشته شده است.

براساس گزارش این شبکه های خبری، مسعود محمدی، استاد دانشگاه تهران، پس از خروج از خانه خود در منطقه قیطریه در صدد سوار شدن بر موتور سیکلت خود بود که انفجاری روی داد و او را کشت.

از این گزارش ها چنین استنباط می شد که بمب در موتور سیکلت متعلق به آقای محمدی جاسازی و با وسیله کنترل از راه دور منفجر شده بود.

ساعاتی بعد، خبرگزاری فارس در گزارشی درباره کشته شدن مسعود (علی) محمدی “استاد متعهد فیزیک” دانشگاه تهران، گزارش داد که این فرد هنگام خروج از خانه اش در قیطریه در اثر انفجار یک بمب کنترل از راه دور کشته شد.

این خبرگزاری کشته شدن آقای محمدی را یک “اقدام تروریستی” و عاملان آن را “عناصر ضد انقلاب” خوانده و افزوده است که بمب عامل انفجار در یک موتور سیکلت جاسازی شده بود و در فاصله نزدیک این شخص منفجر شد و او را در دم کشت.

در مورد سوابق مسعود محمدی و علل و عوامل و انگیزه انفجار منجر به کشته شدن او هنوز جزئیات بیشتری در دست نیست اما در سایت اینترنتی دانشگاه تهران، نام مسعود علی محمدی به عنوان یکی از اعضای هیات علمی در پردیس علوم این دانشگاه ذکر شده است.

همچنین، خبرگزاری فارس با انتشار تصویری از آقای علی محمدی نوشته است که این شخص دارای دکترای فیزیک از کشور هند بود و از سال 1374 در گروه فیزیک دانشگاه تهران کوانتوم و الکترومغناطیس تدریس می کرده است.

.

  • Balatarin
  • Facebook
  • FriendFeed
  • Twitter
  • Yahoo Messenger
  • Google Bookmarks
  • Google Buzz
  • Delicious
  • Google Gmail
  • Digg
  • Share/Bookmark

راهکارهای مهدی کروبی برای خروج از وضعیت کنونی »

میهن نیوز : مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در نامه ای سرگشاده خطاب به “ملت آزاده وعزادارایران”  ضمن تقبیح عملکرد نظامیان و لباس شخصی ها، راهکارهای خروج از شرایط  فعلی را در پنج بند مطرح کرد.

به گزارش سایت سحام نیوز، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

http://d21vxil5j3id3p.cloudfront.net/images/sized/uploads/images/f6ec8cc347d6270889a8e7d35827c2c8-310x210.jpg

بسمه تعالی

ملت آزاده و عزادار ایران؛

آنچه در عاشورای حسینی بر این ملک و دیار رفت، مایه نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آنچه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بیرحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.خشونت برخی نیروهای حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمیزاد بدانجا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودرو انتظامی ، مردم زیر گرفته می شوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه آنها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رای خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند. و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دلخراش این جنايت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است و آنچه بر عزاداران حسینی رفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب و تهدید به سکوت وادارند اما با فیلمها و تصاویری که جان دادن شیعیان حسینی در روز عاشورا را به تصویر می کشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگار خواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که بر این ماتم باید گریست.

حوادث بازداشتگاهها و ماجرای کهریزک و خشونت به زنان و دستگیری های فله ای و دادگاههای فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مردم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آنجاست که طلبکار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه جماران یورش می برند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مردم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادرمی کنند. مواجب بگیران را به جان مردم می اندازند و مردم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانند. منتقدان خود را منافق می نامند و کسی را روانه زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت اله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را بازداشت می کنند آن هم در دانشگاه و در سر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانشجو و دانشگاه باقی نگداشته اند و دانشگاه را پادگان کرده اند. دیدیم که چگونه در شانزدهم آذر ماه به دانشگاه قشون کشی کردند و دانشجویان را روانه زندان ساختند.

مردم ایران چه شیعه و چه سنی همواره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آنچنانکه مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛ انگار ندیده اند که شهیدان ما در عاشورای امسال لباس سیاه بر تن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند اما تا به کی؟

همه اینها را انجام می دهند و جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رای خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. تقسیم مردم به شهروند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!

خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کنند. کار ما بدانجا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند. جامعه مدرسین فعلی گویا تصور می کند از همان جایگاهی رفیعی برخوردار است که جامعه مدرسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب برخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده جامعه مدرسين در غیاب اساتید گرانقدر بر اين خیال خام‌اند که یک مرجع را با یک اطلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دستغیب به خاطر اظهار نظری حمله ور میشوند و مردم را با توسل به زور از مسجد بیرون و خانه خدا را پلمپ می کنند. به نام مذهب، حکومت می کنند و با این حال چنین آبرو از مذهب می برند.

در این آشفته بازار اگر چهره ای همچون جناب آقای میرحسین موسوی نیز نجیبانه پیشنهادهایی را برای عبور از بحران پیشنهاد می کند پاسخ او هتاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندرکاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آنکه خروج از بحران در گرو اجرای کلیه اصول قانون اساسی است ؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوه قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ همچنان که امام بزرگوار نیز فرمودند “قوه قضائیه قوه ای است مستقل و هیچ مقامی حق دخالت در آن را ندارد” و “قضات نیز نباید گوش به هیچ کس بدهند”. ما کجا و توصیه حضرت امام کجا!

آری، عده ای بر این گمان اند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اصلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بر زمین خواهد افتاد. من اما شهادت می دهم که ارعابها و تهدیدهای روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته ام سست تر نکرده که راسخ تر کرده است و به واسطه ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:

1- اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم: آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند. آنهایی باید توبه کنند که چوب حراج بر ثروت ملی کشور زده اند و از کیسه مردم حاتم بخشی کرده اند و مردم را در فقر و تنگدستی رها کرده اند. آنهایی باید توبه کنند که افراد بی صلاحیت را تایید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مردم را از حق انتخاب کردن محروم ساختند و برای تغییر رای مردم جواز صادر کردند و اعتراض مردم را با گلوله سرکوب نمودند. آنهایی باید توبه کنند که دانشجویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ظالمان اولین راه بازگشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغدیده است. مردم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کنندگان را که به گناه خود اعتراف کنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آنها را فراموش نخواهند کرد. نه کسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلمهای رفته بر مردم خواهد بود.

2- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فله ای بازداشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین دادرسی هر اتهامی را بر آنها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادیهای مصرح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.

3- پرهيز از خشونت : احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای 98 درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. بر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه غیر خشونت آمیز برای بازگرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش برد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندرکاران امور از افزایش خشونت استقبال می کنند چه آنکه آنها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سرکوب بگشایند. از اینرو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ما بوده است و خواهد بود.

4- ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر: دستگاههای امنیتی بهتر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتفاقات باشند. به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علت ها رفت نه نتیجه. کلام خداست که ” فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد”. اگر خشونتی از سوی برخی از مردم سرزده است باید دید که چه برخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارشان سکوت بود صورت گرفت که آنها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه خشونت برهنه و ظلمی نیست که بر آنها روا شده است؟ دستگاههای امنیتی به جای آنکه در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره بازداشت ها بیافزایند بهتر آن است که ریشه این مظالم و خشونت ها را شناسایی کنند؛ که از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری 84 بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود.

5- من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بر مردم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولتهای غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدانقلاب و برگشته از اسلام بخوانیم. اما تنها یک مناظره واقعی که مردم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کسی با حق است و چه کسی بر حق؛ چه کسانی از منافع ملي، عزت و سربلندی مردم بزرگ ایران و آرمان هاي امام فاصله گرفته و چه کسانی هنوز بر آن آرمان ها پایبند هستند. در این میان داوران اصلی مردم خواهند بود و چه داوری بهتر از مردم.

مهدی کروبی

21 دی ماه 1388

  • Balatarin
  • Facebook
  • FriendFeed
  • Twitter
  • Yahoo Messenger
  • Google Bookmarks
  • Google Buzz
  • Delicious
  • Google Gmail
  • Digg
  • Share/Bookmark

بهزاد نبوی پس از معاینات پزشکی به زندان اوین و بند ۲ الف سپاه بازگردانده شد »

http://www.sarmayeh.net/NewsImage/87061001200501-1.jpgمیهن نیوز : بهزاد نبوی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران که عصر روز عاشورا پس از گذران مرخصی 4روزه خود به زندان اوین بازگشته، روز پنجشنبه برای معاینات پس از عمل جراحی، به مدت یک ساعت به بیمارستان خاتم الانبیا منتقل و پس از انجام معاینات پزشکی مجددا به زندان اوین و بند ۲ الف سپاه باز گردانده شد.

به گزارش نوروز، چریک پیر درحالی به زندان بازگشته که بنا به توصیه اکید پزشکان محیط زندان برای سلامت او خطر جدی دارد.

براساس قانون، قوه قضائیه پس از تودیع وثیقه ۸۰۰ میلیون تومانی از سوی خانواده نبوی، موظف به آزادی این فعال سیاسی اصلاح طلب است، ولی مسئولان آزادی بهزاد نبوی را منوط به سپردن تعهد کتبی مبنی بر عدم هرگونه فعالیت سیاسی دانسته اند.

این درخواست با مخالفت بهزاد نبوی مواجه شده است. چریک پیر اصلاحات ترجیح داده به زندان بازگردد تا زیر بار درخواست مسئولان مبنی بر قطع فعالیت های سیاسی خود نرود.

بهزاد نبوی پس از پایان اولین دوره مرخصی خود که 10 روزه بود، به دلیل “عدم رعایت برخی مسائل لازم” مجددا به زندان بازگردانده شد. درحالی که وضعیت جسمی او اصلا مناسب نبوده و یکی از روزهای مرخصی خود را به طور کامل در بیمارستان بستری بود.

نبوی هم اکنون با فیض الله عرب سرخی دیگر عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در یک سلول محبوس است.

  • Balatarin
  • Facebook
  • FriendFeed
  • Twitter
  • Yahoo Messenger
  • Google Bookmarks
  • Google Buzz
  • Delicious
  • Google Gmail
  • Digg
  • Share/Bookmark

پلیس ایران برای آموزش پلیس سودان اعلام آمادگی كرد »

میهن نیوز : جانشین معاون هماهنگ كننده نیروی انتظامی در دیدار با سرلشكر كمال‌الدین جعفر عثمان الحسن معاون عملیات پلیس سودان گفت: پلیس ایران این آمادگی را دارد كه تجربیات خود را در اختیار پلیس سودان قرار دهد.

به گزارش فارس، سردار علیرضا جزینی در این دیدار با اشاره به روابط خوب و رو به رشد دو كشور در سایه پیوندها و مشتركات دینی و اراده سیاسی رهبران دو كشور در تمامی سطوح به ویژه در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی، آمادگی پلیس جمهوری اسلامی ایران را برای ارتقای سطح روابط دو جانبه پلیسی اعلام كرد.

وی اظهار داشت: پلیس ایران این آمادگی را دارد تا با اعزام كارشناسان خود به كشور سودان و همچنین برگزاری دوره های آموزشی كوتاه مدت در تهران برای تعدادی از كارشناسان پلیس این كشور، تجربیات خود را در زمینه مبارزه با اقسام گوناگون جرائم سازمان یافته ازجمله قاچاق انسان، قاچاق مواد مخدر، تروریسم، پولشویی، و … در اختیار پلیس كشور سودان قرار دهد.

سرلشگر كمال‌الدین جعفر محمد عثمان معاون عملیات پلیس كشور سودان نیز با ابراز خرسندی از این دیدار و سایر ملاقات‌ها و بازدیدهای انجام شده، از استقبال گرم به عمل آمده از هیئت پلیس سودان قدردانی كرد.

وی اضافه كرد: سودان تمایل دارد از تجربیات پلیس جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با جرائم سازمان یافته استفاده كند.

معاون عملیات پلیس سودان بازدیدهای خود و هیئت همراه از نمایشگاه صنایع دفاعی، پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی را یاد‌آور شد و گفت: پیشرفت‌های چشمگیر جمهوری اسلامی ایران در زمینه ساخت و تولید تجهیزات دفاعی و پلیسی ستودنی است.

سرلشگر كمال‌الدین جعفر محمد عثمان آمادگی كشورش را برای استفاده از برخی تجهیزات دفاعی و پلیسی تولید شده در كشورمان را اعلام كرد و اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران و سودان به عنوان دو كشور دوست و برادر دارای دین مشترك، سیاست‌ها و همچنین دشمن مشترك هستند كه باید همكاری‌های خود را در این زمینه گسترش دهند.

  • Balatarin
  • Facebook
  • FriendFeed
  • Twitter
  • Yahoo Messenger
  • Google Bookmarks
  • Google Buzz
  • Delicious
  • Google Gmail
  • Digg
  • Share/Bookmark

اهانت شیخ محمد یزدی به مرحوم آیت الله العظمی منتظری و هاشمی رفسنجانی »

میهن نیوز : به گزارش خبرنگار جرس از قم شیخ محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم – که از سوی رهبر جمهوری اسلامی به این سمت منصوب شده است – در جدیدترین اظهارنظر خود در آغاز بکار رسمی دوره ششم نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم به شدت از عدم همراهی اکثر علما با منویات ولی فقیه ابراز تاسف کرد. وی تاکید کرد “در موارد مشتبه بايد به مقام معظم رهبري مراجعه كنيم”. یزدی افزود: “اگر شخصي نظام را قبول ندارد، هر كس كه مي خواهد باشد، نمي شود با او كنار آمد و نبايد كمكش كرد”. وی بی آنکه نام آیت الله هاشمی رفسنجانی را بر زبان بیاورد بشدت از مواضع اخیر وی انتقاد کرد و از اینکه وی شعاردهندگان علیه مقام رهبری (مشهور به مقدسات) را علنا محکوم نکرده عصبانی شده چنین گفت: “شما كه مقام بالايي داري چرا از اين افراد تبري نمي جويي و دو پهلو حرف مي زني؟ بعد هم اين فرد به ما مي گويد رهبري گفته اند آرامش را حفظ كنيد، اين حرف كاملاً درست است كه بايد آرامش و وحدت را حفظ كرد اما وحدت با چه افرادي؟ وحدت با افرادي كه اسلام را قبول ندارند؟”

يزدي بی آنکه نامی از مرجع تازه درگذشته بیاورد در تعریض به آیت الله العظمی منتظری که از سوی اکثر مردم ایران به عنوان “پدر حقوق بشر در ایران” ذکر خیر می شود،با عنوان “ضدانقلاب” یاد کرد و تاكيد نمود: “وقتي انسان مرزها را نشناسد و مراقبت هاي لازم را انجام ندهد، از يك انسان فاضل و تحصيل كرده به يك ضدانقلاب تبديل مي شود كه به وي به عنوان مدافع حقوق بشر مجسمه كوروش اهدا مي كنند.”

شیخ محمد یزدی اخیرا به درخواست تلویحی رهبر جمهوری اسلامی مرجعیت آیت الله صانعی را 16 سال پس از انتشار رساله عملیه اش فاقد حجت شرعی اعلام کرد. لازم به ذکر است که آیت الله صانعی در میان مراجع زنده پس از درگذشت آیت الله العظمی منتظری بیشترین انتقادات را از سیاستهای خلاف شرع حکومت کودتا به عمل آورده است.

  • Balatarin
  • Facebook
  • FriendFeed
  • Twitter
  • Yahoo Messenger
  • Google Bookmarks
  • Google Buzz
  • Delicious
  • Google Gmail
  • Digg
  • Share/Bookmark

کیانوش آسا – هنوز مرگت را باور نداریم »

هنوز مرگش را باور ندارم
کیانوش آسا
محل شهادت : تهران- تجمع اعتراض به تقلب در انتخابات
تاریخ شهادت : دوشنبه 25 خرداد
شهادت بر اثر : تیراندازی لباس شخصی ها

میهن نیوز : كیانوش آسا دانشجوی مقطع كارشناسی ارشد در رشته‌ی پتروشیمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ایران بود كه در جریان تجمع روز دوشنبه 25 خرداد تهران در اعتراض به نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از سوی بسیجیان مسلح مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

پنجم تیر ماه برای نخستین بار خبر شهادت كیانوش آسا در رسانه‌ها منتشر شد و به دنبال آن اخبار و گزارش‌هایی از برگزاری مراسم‌های ‌سوگواری در دانشگاه علم و صنعت و در شهر زادگاهش، كرمانشاه از طرف دوستان و خانواده با حضور دانشجویان و همشهریان انتشار یافت. اما در این مدت هیچ خبری در مورد چگونگی مرگ كیانوش اعلام نشد و خانواده وی در میان بهت و ناباوری از مرگ این‌چنینی كیانوش و با غم و اندوه ناشی از آن تنها به برگزای مراسم‌های سنتی اكتفا کردند و هیچ صحبت دیگری در این رابطه مطرح نكردند تا بعد از گذشت یک ماه مادر كیانوش در مصاحبه با سایت خبری روز سکوت خود را شکست. در ادامه گوشه هایی از سخن های این مادر کیانوش آسا را درباره ی پسرش و ماجرای شهادتش می خوانید:

«یك روز پس از برگزاری انتخابات، شنبه شب بود كه كیانوش برای انجام كارهای مربوط به پروژه‌ درسی‌اش كه در مراحل پایانی بود، راهی تهران شد. با توجه به نتیجه‌ی انتخابات و وضعیت به وجود آمده در تهران خیلی به او سفارش كردم كه مراقب خودش باشد. می‌دانستم كه او هم نسبت به این قضیه معترض است و با احساس مسئولیت قوی كه در او سراغ داشتم این احتمال را می‌دادم كه در تجمعات اعتراضی دانشجویان شركت كند اما هرگز فكر نمی‌كردم كه به چنین سرنوشتی دچار شود.
وقتی برای رفتن به ترمینال آماده شد برایش اسفند دود كردم و موقع خداحافظی محكم در آغوشش كشیدم. باز هم تأكید كردم مبادا حال كه در مرحله‌ی پایانی تحصیلاتش و در آستانه‌ی استخدام شدن قرار دارد اقدامی كند كه دچار مشكل شود. هر چه ‌گفتم سكوت ‌كرد و نهایتا گفت: «دایه جان نگران نباش، اتفاقی نمی‌افتد. تا دو هفته‌ی دیگر كار پروژه‌ام كه تمام شد بر می‌گردم، قرار است در همین جا مشغول به كار شوم و دیگر در كنارت می‌‌مانم.»

روز یكشنبه هم چند بار با تلفن همراهش تماس گرفتم و هر بار همان حرف‌ها را تكرار كردم. تا آن‌جا كه دیگر از توصیه‌های مكررم خسته شد و با همان لحن آرامش گفت: «دایه مگر من بچه هستم كه این‌قدر سفارش می‌كنی.» ساعت دو بعد از ظهر روز دوشنبه مجددا با كیانوش صحبت كردم. گفت كه از صبح برای انجام كاری بیرون بوده و تازه برگشته خوابگاه و می‌خواهد چیزی برای ناهار درست كند. این آخرین تماسم با كیانوش بود و از ساعت نه شب به بعد هر بار كه تماس گرفتم تلفن همراهش خاموش بود.
همان شب آن‌قدر دختر كوچكم شماره كیانوش را گرفت تا خسته شد و آخر شب گفت دیروقت است، لابد خوابیده. به پسر بزرگم گفتم كه نگران كیانوشم هر چه تماس می‌گیریم تلفنش خاموش است. او هم گفت حتما رفته پیش دوستانش و شارژ گوشیش تمام شده. به دختر بزرگم زنگ زدم و موضوع را با او در میان گذاشتم. او هم گفت این روزها خط دهی موبایل‌ها در تهران دچار مشكل شده و حتما خود كیانوش گوشی اش را خاموش كرده است.روز بعد هم به همین ترتیب مرتبا تماس می‌گرفتم اما گوشی كیانوش خاموش بود. به چند نفر از دوستانش زنگ زدیم، آن‌ها هم اظهار بی‌اطلاعی ‌كردند. احساس كردم چیزی را از ما مخفی می‌كنند. بالاخره از یكی از فامیل‌ها در تهران خواستیم تا به خوابگاه كیانوش برود و از او خبری بگیرد. به او گفته بودند از دیروز عصر كه بیرون رفته دیگر برنگشته است.هر چند از همان ابتدا احتمال این را می‌دادم كه در جریان شلوغی‌های ‌تهران مشكلی برای كیانوش پیش آمده باشد،اما با تداوم بی‌خبری از وی دیگر به یقین رسیدم. از آن‌جا كه احساس كردم پرستو و كامران دختر و پسر بزرگم بهتر می‌‌توانند در تهران برای‌یافتن خبری از كیانوش پی‌گیری كنند و به جاهای‌مختلف سر بزنند صبح روز چهارشنبه آن‌ها را برای‌ یافتن خبری از كیانوش به تهران فرستادم.

بدترین حالتی كه می توانست برای ما متصور باشد زخمی شدن كیانوش بود. بنا بر این دختر و پسرم به محض رسیدن به تهران از آن‌جا كه شنیده بودند مجروحین تظاهرات روز دوشنبه میدان آزادی را به بیمارستان حضرت رسول برده‌اند به این بیمارستان رفتند. اما به آن‌ها اجازه ورود نداده و تنها لیستی از مجروحین را نشان‌شان داده بودند كه اسم كیانوش در آن نبود. با اصرار آنان جهت ملاقات با مجروحین به آن‌ها گفته بودند بیش‌تر مجروحین و همه‌ی‌ كشته‌شدگان را مأموران امنیتی طی دو روز اخیر از این بیمارستان منتقل كرده‌اند. روز بعد به زندان اوین مراجعه كرده بودند. اما اسم كیانوش در بین اسامی ‌بازداشت شدگان نبود. از همان جا شنیده بودند كه به دلیل تعداد زیاد افراد دستگیر شده و كمبود جا، گروهی از آنان ‌را به بازداشتگاه كهریزك كه محل نگهداری معتادان به مواد مخدر است برده‌اند. این‌ها هم جمعه رفته بودند كهریزك و اسم و عكس كیانوش را به مأموران داده بودند، اما كیانوش آن‌جا هم نبود.روزهای ‌بعد دادگاه انقلاب، كلانتری شاپور، حفاظت ناجا، پلیس امنیت و تمامی آن جاهایی كه امكان می‌دادند ممكن است حتی ‌یك نفر از بازداشتی‌های روز دوشنبه را به آن محل برده باشند سر زدند اما هیچ خبری از كیانوش نبود. در این بین كامران هر روز به زندان اوین مراجعه می‌كرده تا لیست جدید بازداشتی‌ها را چك كند.

این وضعیت تا سه‌شنبه ادامه داشت. من هم مرتباً با آن‌ها در تماس بودم. بعد از همه‌ی این جستجوها یكی از آشناها پیشنهاد می‌‌كند كه به پزشكی ‌قانونی هم سر بزنند.بالاخره صبح روز چهارشنبه سوم تیر ماه پسر و دخترم در مراجعه به پزشكی قانونی ‌تهران، پس از آنكه اسم كیانوش را در بین اسامی افراد كشته شده دارای مشخصات پیدا نمی‌كنند، سراغ تصاویر جان باختگان مجهول الهویه می روند و در میان آنها چهره غرق در خون كیانوش را شناسایی می کنند.
ظهر كه زنگ زدم. نه پرستو با من حرف زد و نه كامران. یكی‌ از اقوام‌مان كه همراه‌شان بود گفت نیستند. به فاصله‌ی كوتاهی دوباره زنگ زدم. این بار خانه همان فامیل‌مان بودند و گفت كه خوابیده‌اند. مطمئن بودم اتفاقی افتاده كه آن‌ها نمی‌خواهند با من حرف بزنند. عصر درمانده و مضطرب همراه دختر كوچكم در خانه نشسته بودیم كه چند نفر از زنان فامیل آمدند و بعد از سلام و احوال پرسی كوتاه بدون اینكه از كیانوش خبری بگیرند مشغول مرتب كردن منزل شدند. به دنبال آن‌ها افراد دیگری هم آمدند و خانه‌مان كم كم شلوغ شد. همه ناراحت بودند. هر چه می‌پرسیدم چه شده كسی جواب نمی‌داد. ادعا می‌كردند به خاطر بی‌خبری از وضعیت كیانوش نگرانند. اما خودم می‌دانستم این‌‌ها نشانه‌ی خبرهای بد از كیانوش است. آن‌قدر اصرار و التماس كردم تا بالاخره گفتند كیانوش شهید شده است. آن‌ها گفتند اما من باور نكردم. هنوز هم برایم سخت است كه باور كنم. مرتب به كامران می‌‌گویم دوباره برو و در بین بازداشتی‌ها سراغ كیانوشم را بگیر.

از آن طرف كامران و پرستو در تهران با آن حال خراب دنبال مراحل قانونی تحویل جسد بودند. باید از طرف دادسرای جنایی اجازه تحویل جسد داده می‌شد. پنج‌شنبه مراجعه كرده بودند كه قاضی نبوده و موكول كردند به روز شنبه. در این بین دوباره رفته بودند پزشكی قانونی برای تشخیص هویت جسد. من آن‌جا حضور نداشتم اما با توجه به دلبستگی شدید و روابط عمیق عاطفی بین فرزندانم می‌توانم تصور كنم كه كامران و پرستو از دیدن جنازه برادرشان چه حالی داشته‌اند و چه لحظات دردناكی را گذرانده‌اند.نهایتاً روز شنبه كه مجدداً می‌روند به دادسرای جناحی در خیابان 12 فروردین، پس از تنظیم شكایت نامه و درخواست تحویل جسد، قاضی كه با دیدن مدارك تحصیلی كیانوش متوجه می‌شود دانشجوی ارشد دانشگاه علم و صنعت بوده، ضمن اظهار تأسف دستور تحویل جسد را صادر می‌كند.

مادر کیانوش در رابطه با ویژگی‏های شخصیتی او می‏گوید: «برجسته‌ترین خصوصیت كیانوش احساس مسئولیتی بود كه در مورد اعضای خانواده، افراد جامعه، دوست و آشنا داشت. این حس در مورد من، برادر و خواهرانش قوی‌تر عمل می‌‌كرد. طوری كه حاضر بود از كار خودش بگذرد و به خودش سخت بگیرد اما نگذارد كوچك‌ترین ناراحتی یا مشكلی برای ما به وجود آید. مطمئنا همین حس مسئولیت پذیری بوده كه كیانوش را به خیابان كشانده و در كنار مردم معترض قرار داده است. فعالیت‌های اجتماعی‌اش هم ناشی از همین احساس مسئولیتی ‌بود كه در جامعه احساس می‌كرد. كیانوش از سال 78 عضو یك انجمن زیست محیطی بود و در این زمینه فعالیت می‌كرد. خودش شخصاً در برنامه‌ی پاكسازی پارك كوهستان كرمانشاه كیسه دست می‌گرفت و زباله‌ها را جمع آوری می‌كرد. بسیاری از درخت‌های پارك شهرك ظفر و شهرك پردیس كرمانشاه نهال‌هایش توسط كیانوش كاشته شده است.نقاشی بسیار زیبا می‌‌كشید و نوازنده تنبور بود. این ساز را بدون رفتن به كلاس و تنها با گوش دادن به نوارهای ‌تنبور نوازی زنده یاد سیدخلیل عالی‌نژاد یاد گرفته بود.

كیانوش در تمام طول مدت تحصیلش در مدرسه جزو شاگردان نمونه بود. از هوش و استعداد بالایی برخوردار بود، بخصوص در ریاضیات. هر سال از طرف مدیران مدرسه به خاطر معدل بالایش مورد تشویق قرار می‌گرفت و لوح تقدیر دریافت می‌كرد. هنوز تقدیرنامه‌هایی راكه از مدرسه یا در المپیادهای علمی گرفته است دارم. سال 81 با معدل بالا دیپلم گرفت و سال 82 در رشته‌ی مهندسی پتروشیمی دانشگاه رازی كرمانشاه پذیرفته شد. سال 86 هم به محض تمام كردن دوره لیسانس با رتبه‌ی بالا در آزمون كارشناسی ارشد قبول شد و برای ادامه‌ی تحصیل به تهران رفت.همین تابستان قرار بود با تحویل پروژه و انجام دفاعیه فوق لیسانسش را بگیرد اما…

برگزاری مراسم ختم

مادر داغدار کیانوش می گوید برای این که بهانه ای برای لغو مراسم سوگواری عزیزشان به دست مامورین ندهند مراسم خاكسپاری این شهید را صبج روز یكشنبه هفتم تیر ماه بدون اطلاع رسانی عمومی و تنها با حضور اقوام و دوستان و چند نفر از اساتید كیانوش كه از تهران آمده بودند برگزار کردند. مراسم سوم و هفتم کیانوش هم با حضور دلگرم کننده ی مردم علی الخصوص جوانان در کرمانشاه برگزار شد.
علاوه بر آن هم تا كنون چندین مراسم یادبود و تحصن اعتراضی هم از طرف دوستان كیانوش و دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در تهران برگزار شده است.

به نقل از خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان مراسم چهلم کیانوش آسا ۱۵ مرداد ۱۳۸۸ با حضور هزاران تن از شهروندان کرمانشاهی در تالار عباسیه این شهر برگزار شد. بعد از پایان مراسم مردم با تجمع بر سر مزار کیانوش آسا با نواختن تنبور به همخوانی سرودهای آئینی اهل حق (یارسان) پرداختند. در پایان مراسم هنگامی که برادر بزرگ کیانوش جهت تشکر از شرکت کنندگان مشغول سخنرانی‌ بود ماموران انتظامی با حمله به وی و دیگر شرکت کنندگان باعث ایجاد تشنج در مراسم شده و برای متفرق نمودن مردم معترض از گاز فلفل استفاده نمودند. همچنین بیش از ۱۰ نفر از شرکت کنندگان در این مراسم از جمله چند تن از بستگان کیانوش آسا توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند.

منابع مطلب:
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/july/29//-a1f194be5f.html
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/08/091823.php

  • Balatarin
  • Facebook
  • FriendFeed
  • Twitter
  • Yahoo Messenger
  • Google Bookmarks
  • Google Buzz
  • Delicious
  • Google Gmail
  • Digg
  • Share/Bookmark
« Previous posts Next posts »