Archive

Archive for the ‘فرهنگ و هنر’ Category

یک فاجعه فرهنگی دیگر؛ سد ساسانی جره زیر آب می رود

February 24th, 2010 Mihan News No comments

میهن نیوز : به رغم هشدار دوستداران میراث فرهنگی با آبگیری سد جدید جره در شهرستان رامهرمز سد تاریخی جره و دهها اثر و محوطه باستانی به زیر آب می روند
به گزارش خبرنگار مهر، با آبگیری این سد که با حضور تنی چند از مسئولان بلند پایه دولتی آغاز شد علاوه بر سد ساسانی موسوم به جره، چند گور دخمه (گور بری)، چندین خانه‌ متعلق به دوره اسلامی و همچنین تعدادی از کاریزهای تاریخی پشت سد به زیر آب خواهد رفت.

پیش از این نیز به منظور ایجاد تاسیسات جانبی دهها تپه باستانی از جمله تپه های زیره زرد، پا گچی، مولوچه، محوطه شاه جنید، محوطه عباس علی، تپه گوراب، تپه قزو و… برای ایجاد کانالهای پایین دست این سد تخریب شده بود.

دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در مورد آغاز آبگیری این سد در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: با وجود اینکه سد تاریخی جره در سال 1310 به ثبت ملی رسیده و همچنین وجود مکاتبات فراوانی که برای جلوگیری از زیر آب رفتن این سد صورت گرفته مسئولان استان هیچ کاری در این زمینه انجام نداده اند.

مجتبی گهستونی افزود: رئیس جدید سازمان میراث فرهنگی در استان نیز که مدتی است به کار مشغول شده تا کنون هیچ اظهار نظری در این زمینه نکرده است.

این عضو فعال عرصه میراث فرهنگی خوزستان با اشاره به ارائه پیشنهادهایی که در سال 1384 برای به حداقل رساندن تخریب سد تاریخی جره از سوی دفتر حفظ آثار تاریخی و فرهنگی سازمان آب و برق منطقه ای خوزستان ارائه شده بود اظهار داشت: در آن زمان از سوی این دفتر چهار پیشنهاد برای حفاظت از سد ساسانی جره اعلام شده بود اما به هیچکدام از این پیشنهادها توجهی نشد.

گهستونی همچنین آبگیری این سد را مغایر با مفاد موافقتنامه امضا شده ای میان سازمان میراث فرهنگی و آب و برق خوزستان دانست و اعلام کرد: در این موافقتنامه که در تاریخ 15/2/75 با شماره 621780/10 بین این دو سازمان به امضا رسید موافقتهای لازم برای محافظت از میراث فرهنگی موجود در محوطه اجرای طرحهای عمرانی صورت گرفت که هیچکدام از بندهای این موافقتنامه در مورد سد جره اجرایی نشد.

منابع تاریخی نشان می دهد که ساسانیان پنج سد در خوزستان ساخته‌اند که تا کنون تنها دو سد از آنها شناسایی شده‌ است. یکی از این سدها سد تاریخی جره ساخته شده از ساروج، سنگ و قلوه با ارتفاع 19 متر و طول بیش از 89 متر در 20 کیلومتری غرب رامهرمز در کنار رودخانه زرد است که چندی دیگر با آبگیری سد جدید به زیر آب خواهد رفت.

عباس کیارستمی هم داوری فیلم فجر را نپذیرفت

January 22nd, 2010 Mihan News No comments

میهن نیوز : عباس کیارستمی،​ فیلمساز ایرانی صاحب نخل طلای کن که در جشنواره​های متعدد و معتبر بین​المللی به عنوان داور یا رئیس هیئت داوران حضور داشته، داوری در بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر را نپذیرفت

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/honare7/4zbyb6b.jpg.

شنیده​ها حاکی از آن است که کیارستمی اولین فیلمسازی بوده که داوری جشنواره فیلم فجر با او مطرح شده و او هم بنا به دلایلی که اعلام عمومی نشده،​ این پیشنهاد را رد کرد.

فرهاد توحیدی، فاطمه گودرزی، مینو فرشچی، عزت​الله انتظامی و اصغر فرهادی دیگر سینماگرانی هستند که پیشنهاد داوری در جشنواره فیلم فجر را نپذیرفته​اند.

بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر از پنجم تا پانزدهم بهمن ماه در تهران برگزار می​شود و نکته قابل توجه اینکه تا امروز،​ اول بهمن ماه،​ اسامی هیئت داوران هنوز اعلام نشده است.

محرم، سبز، قرمز، سیاه (ابراهیم نبوی) یا حسین میرحسین

December 18th, 2009 Mihan News No comments

moharam

به نظر بوهای بدی می آید، نه خیلی که فکر کنی دستگیر شد و رفت، ولی به نظرم شاید تصمیم گرفتند که دستگیرش کنند، فکر کنم کارشان را جلو می اندازند، پاشیم ساک مان را ببندیم، یک عالمه فیلم سینمایی دارم که نمی توانم ببرم تهران، می فروشم به نصف قیمت…. خبر دستگیری میرحسین موسوی تائید نشده هنوز، فعلا شایعه است، بهتر است دستگیر نشود. البته اگر خدای ناکرده دستگیر شد، مجبوریم کمی بیشتر فشار بیاوریم. یعنی از همین فردا.

این روزها خیلی دارم فکر می کنم که این رنگ سبز از کجای خدا و پیغمبر درآمده؟ اگر قرار است رنگ روحانیت را انتخاب کنیم، که باید همه جزو ” سیاه جامگان” بشویم و مثل دهها جنبش دینی و غیر دینی فاشیستی لباس سیاه بپوشیم. از طرفی ما که در مراسم دینی جشن های شادی و تولد و از این جور چیزها نداریم، همه اش عزاداری است، عزاداری هم سیاه است. در مقابل این تشیع ” سیاه” خدا بیامرزتش، دکتر علی شریعتی، آمد یک چیزی توی پاچه ملت کرد به اسم ” تشیع سرخ” و یعنی اینکه خین و خین ریزی از اوجب واجبات شیعه است و ده برو که داری. علم و کتل هم همیشه به رنگ مشکی و سیاه بود، از اینها گذشته رنگ اسلامی که برای مساجد هم تعریف شده، رنگ آبی است. یا در حقیقت آبی فیروزه ای یا گاهی لاجوردی.

در وسط این جعبه مداد رنگی می ماند یک رنگ سبز که در طول تاریخ شیعه گاهی اوقات فقط کسانی که خیلی ” یواش” بودند، یا مثلا ” شیعه لایت” بودند، از این رنگ استفاده می کردند. شالی می بستند و همین. حالا ممکن است در تمام جهان رنگ سبز تبدیل به جانشینی برای رنگ قرمز پرچم کمونیستی شده باشد و کلا سبزهای اروپا همان سرخ های سابق باشند، ولی سبز ما آن شکلی نیست. البته در تمام اروپا هم سبز رنگ صلح و دموکراسی نیست، بلکه در یک کشوری مثل ایتالیا سبز رنگ راستگرایی و اندیشه های تندروانه و یحتمل شووینیستی است.

حالا اینها را بگذاریم کنار، می خواهیم چه کنیم با این همه تعریف و توصیف که دو ریال هم نمی ارزد. اینها را ول کنیم و برویم بچسبیم به ادامه جنبش سبز. فعلا شهر در امن و امان است. مثل همیشه که وقتی مردم وارد صحنه درگیری می شوند، دولتی ها تا یک ماه افسردگی بعد از زایمان می گیرند، فعلا کیهان و فارس و رجانیوز و سایر سایت های وابسته به خداوند و دولت متعال، سق شان را با سبز برداشته اند و تقریبا از ده تا مطلبی که می نویسند، سیزده تاش در مذمت جنبش سبز است. این نشانه خوبی است، بهتر است با دقت همین کار را انجام دهند، تا ما مشرف شویم و رهنمودهای خودمان را درباره آینده جنبش سبز بدهیم.

فشار بده عزیزم که زندگی قشنگه

ببینید! ما یک داستان داریم که دو طرف دارد، یک طرف دولت و حکومت است که باید برود، یک طرف هم ملت است که باید بیاید. دولتی ها بیست سی درصد حامی دارند، مردم هم هفتاد هشتاد درصد حامی دارند. هر چه جلوتر برویم و فشار وارده از سوی جنبش سبز به حکومت بیشتر شود، آنها زرتی ریختگی پیدا می کنند و عمه و خاله و عمو و اصغر آرنولدشان پناهنده می شود به فرنگستان، یا می آیند طرف مردم، یا از قدرت کناره می گیرند. از طرف دیگر هر چه مبارزه طولانی شود، هزینه اش کاهش پیدا می کند و در نتیجه تعداد افرادی که به حکومت فشار می اورند بیشتر می شوند، در نتیجه یک روزی می رسد که تعادل نیروها یک به یک می شود، در حقیقت قدرت مردم و حکومت برابر می شود، در آن حالت حکومت یا پای میز مذاکره می نشیند و قدرت را واگذار می کند، یا به کشتار و فشار بر مردم می افزاید. در حالت دوم، معمولا دولت دائم سرنوشت خودش را سخت تر و هزینه ملت را بیشتر می کند، اما در هیچ حالتی امکان ندارد که جلوی سقوطش گرفته شود. به همین دلایل بسیار اساسی که بعدا جزئیات آن را شاید هم نگفتیم، ما فعلا در مرحله فشار آوردن به دولت و حکومت هستیم. مهم ترین کار ما برای پیروزی جنبش فقط و فقط فشار اوردن بر حکومت است. و ماه محرم بهترین ماه برای فشار آوردن بر حکومت است:

اول، ماه محرم در سی سال گذشته بتدریج از یک مراسم دینی و عزاداری ایدئولوژیک تبدیل به یک مراسم آئینی شده، یعنی افرادی که در آن شرکت می کنند، ممکن است اعتقاداتی به دین و خدا و پیغمبر داشته باشند، اما محرم را به صورت آئین نگاه می کنند، ضمن اینکه محرم تبدیل به یک مراسم غیردولتی شده است، مردم نذری می دهند، برای خودشان تکیه می زنند، علم و کتل مربوط به محل خودشان را دارند. خوش تیپ ها اعم از پسر و دختر با لباس های ویژه کارناوال محرم در مراسم حاضر می شوند و عده ای تماشاچی و عده ای شرکت کننده در مراسم اند، این مراسم از بالاترین نقاط شمال تهران، تا پائین ترین نقاط جنوب روستاهای کشور وجود دارد. به نظرم بستن تکیه های سبز در همه شهرها و شهرستانها نه تنها لازم که واجب است.

دوم، با توجه به آیه شریفه ” هنر نزد ایرانیان است و بس” ما ایرانیان در هر حال این توانایی را داریم که از شعارهای سیاسی تا ترانه های رایج، تا استفاده از آمار در شعار، تا تغییر دادن نوحه های عاشورا این تغییرات را بدهیم. بنابراین یکی از کارهای شعرای جنبش سبز، سرودن نوحه های سبز برای خواندن در مراسم عاشوراست، یادمان نرود که براساس اتفاقاتی که در ماههای گذشته افتاده است، ما هم کشته داده ایم، هم اسیر دادیم، هم مورد حمله قرار گرفتیم، و از همه مهم تر اینکه ما موجوداتی مظلوم و تحت فشار هستیم و آنها دقیقا در موضع ظالمین هستند. مساله مظلومیت هم مساله ای نیست که به این راحتی بشود ولش کرد. این ملت 1400 سال قبل یک لشگری ریخته به سر یک گروه معدود از طرفداران حقیقت و آنها را کشته اند و اسیر کرده اند و ملت ما 1400 سال است ول شان نمی کنند، حالا که فعلا آب افتاده دست جنبش سبز و حالا حالاها پروژه داریم.

سوم، ممکن است کسانی نگرانی داشته باشند که حضور در مراسم عاشورا ممکن است باعث سوء استفاده دولت شود، یعنی آنها از حضور ما در مراسم عاشورا استفاده کنند و تصویر ما را به عنوان حامیان دولت نشان دهند. واقعیت این است که صدا و سیما چون عدالت و بی طرفی خودش را از دست داده، کسی دیگر به تبلیغات تلویزیونی توجه نمی کند، بخصوص وقتی که خودتان یک تصویری را دیده باشید، وقتی من با چشم خودم واقعیتی را دیدم طبیعی است که آن واقعیت را با چشم تلویزیون نمی بینم. ضمن اینکه رسانه های جهانی و رسانه های مستقل در حقیقت تصویر اصلی را می دهند. در این چند ماه عملا رسانه های مردمی است که راوی واقعیات حوادث ایران است.

چهارم، مهم ترین خصوصیت ایام محرم این است که ما ده روز در اختیار داریم، ده روز و ده شب که زمان مناسب برای عقب نشاندن کامل دولت است، یادمان نرود که فاصله میان اعتراضات مردمی بیش از آنکه برای تجدید قوای مردم باشد، وسیله ای برای تجدید قوای پلیس است، پلیس به محض اینکه مجبور شد سه روز پشت سر هم در خیابان بایستد دچار فرسودگی می شود و این فرسودگی نظم و قدرت نیروی پلیس را به هم می ریزد. و وقتی این اتفاق رخ بدهد، عملا نیروی مردم است که شاهد تنش های درونی پلیس خواهد بود، بخصوص اینکه ما با پلیس بی نظم و مزدور رو برو هستیم که اعتقادی به کارش ندارد.

پنجم: یکی از مهم ترین ویژگیهای مراسم سبز محرم، درک بسیاری از مفاهیم و عادات و خرده فرهنگ های ناشی از زندگی مردم داخل در این سی سال، توسط ایرانیان بیرون کشور است. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور که به جنبش سبز هم علاقه دارند، نمی توانند بفهمند که چطور ممکن است، پسری علم و کتل به دستش بگیرد و سینه زنی و زنجیر زنی هم حتی بکند، اما این مراسم نه تنها هیچ باور ایدئولوژیک در او ایجاد نکند، بلکه صرفا ناشی از یک رفتار آئینی باشد. محرم سالهاست که به آئین تبدیل شده، همان چیزی که چهارصد سال گذشته بوده است و به همین دلیل بهترین پناهگاه برای جنبش سبز است. احتمالا بعضی از دوستان خرده خواهند گرفت که حضور در مراسم محرم باعث افزایش گرایش دینی در جنبش سبز می شود. از نظر من این موضوع ترسناکی نیست، مردمی که داخل ایران زندگی می کنند بهترین کسانی هستند که قدرت درک لائیسیته و سکولاریزم را دارند، کسی که در جامعه دینی زندگی نمی کند، نمی تواند به درک سکولاریزم نائل شود.

کارناوال محرم

برای من خیلی جای تعجب بود، وقتی تصویر آتش زدن عکس آیت الله خمینی را دیدم. آتش  زدن عکس احمدی نژاد و خامنه ای برایم طبیعی بود، اما بیش از آن را نمی توانستم بفهمم. یعنی چه ربطی دارد؟ بخصوص اینکه این کار آنقدر ناشیانه انجام شده بود، که انگار یک هفته قبل از شانزده آذر، در یک جایی بیرون ایران، یا در ساختمان نیروی انتظامی، با یک فندک خراب و فقط بقصد فیلمبرداری صورت گرفته باشد. در همین راستا موارد زیر لازم الذکر است:

اول، چرا تصویر عکس آتش گرفته آیت الله خمینی از صدا و سیما مکررا پخش شد، ولی آتش زدن عکس خامنه ای و احمدی نژاد که واقعیت داشت پخش نمی شود.

دوم، این عکس معلوم نیست در کجا آتش زده شده، دست دو دستیار فیلمبردار در صحنه دیده می شود، و دیگر خبری از چیزی نیست.

سوم، وقتی محافظه کاران با فرزند و نوه و نتیجه و آثار امام دشمنی بیشتری دارند، طبیعی است که آنها عکس امام خمینی را آتش بزنند، نه سبزها که شعار می دادند ” حرف ما یک کلام، نخست وزیر امام.”

چهارم، در طول ماههای گذشته، بارها و بارها اقداماتی صورت گرفت که بطور طبیعی باید علما و طلاب و بسیجیان جر می خوردند و کفن می پوشیدند و اعتراض کنان به خیابان می آمدند، از جمله در مورد ملاقات وزیر دولت احمدی نژاد با وزیر اسرائیلی، یا مثلا هتک حرمت به مراجع، یا مثلا پخش سرود شاهنشاهی در مراسم استقبال از احمدی نژاد یا هر کدام از اینها، یا حتی آتش زدن عکس خامنه ای در روز سیزده آبان، ولی هیچ اتفاقی نیافتاد، همین که اولین تصویر روز شانزده آذر، که در آن هیچ فردی حضور ندارد، و معلوم نیست چه زمانی اتفاق افتاده، تصویر آتش زدن عکس خمینی است و بلافاصله هم اعتراضات صورت می گیرد، معلوم می شود، داستان کارناوال محرم است. در همین راستا آیت الله شیخ جعفر شجونی سارق اموال شمس پهلوی در کرج اعلام کرد: ” آقا لب تر کند تا ما خرخره بجویم.” در همین راستا هالیوود اعلام کرد آماده ساختن قسمت دوم سکوت بره ها ست.

سبز فقط سبز علی، ننگ به سبز مخملی

شعر شناس یعنی آیت الله خامنه ای، رمان شناس یعنی آیت الله خامنه ای، فارسی شناس یعنی آیت الله خامنه ای، دشمن شناس یعنی آیت الله خامنه ای، فیلم شناس یعنی آیت الله خامنه ای، آشنا با زبان ترکی یعنی آیت الله خامنه ای، ایران شناس یعنی آیت الله خامنه ای، توطئه شناس یعنی آیت الله خامنه ای، متخصص آنتروپولوژی فرهنگی یعنی آیت الله خامنه ای، کارشناس ارولوژی یعنی آیت الله خامنه ای، متخصص زبان اوستایی یعنی آیت الله خامنه ای، آشنا با رباعیات یعنی آیت الله خامنه ای، متخصص تعمیر میکروفون یعنی آیت الله خامنه ای، بهترین ارتوپد متولد مشهد یعنی آیت الله خامنه ای، مقاله شناس یعنی آیت الله خامنه ای، کارشناس جلال آل احمد یعنی آیت الله خامنه ای، طنز شناس یعنی آیت الله خامنه ای، متخصص امپرسیونیسم یعنی آیت الله خامنه ای، کارشناس تاریخ اسلام شناس یعنی آیت الله خامنه ای، تیرانداز چپ دست یعنی آیت الله خامنه ای، و رنگ شناس یعنی آیت الله خامنه ای. فقط همین آخری مانده بود، در یکی از شعارها خواندم که ” سبز فقط سبز علی، ننگ به سبز مخملی” منظورش هم از علی حضرت علی نبود، چون عکس خامنه ای را نصب کرده بود. به نظرم طرف تخت گاز از هاوانا رد شده و دارد به پیونگ یانگ می رسد.

شانزده آذرماه – 16 – اطلاع رسانی کنید – رسانه شمایید

December 5th, 2009 Mihan News No comments
خبرگزاری مستقل میهن - wWw.Mihan-News.cOm

خبرگزاری مستقل میهن - wWw.Mihan-News.cOm

وضعیت!

December 3rd, 2009 Mihan News No comments
www.Mihan-News.com - میهن نیوز

www.Mihan-News.com - میهن نیوز

بررسی روزنامه های صبح تهران؛ شنبه ۲۳ آبان

November 14th, 2009 Mihan News No comments

تیترهای اول

آفتاب یزد توصیه آیت الله صافی را به مجلس با عنوان “مستقل باشید تا با مجلس زمان شاه مقایسه نشوید” در صدر اخبار خود آورده است، حیات نو از “ابراز نگرانی مراجع و توصیه های آنان برای اداره کشور” خبر داده و خراسان در عنوان اصلی خود نوشته “اعلام مواضع چهار مرجع تقلید درباره وحدت.”

“مترو; سیاست مداران مشغول کارند” تیتر اول ابتکار است و تهران امروز با عنوان “غائله مترو” به همین موضوع پرداخته است.

“آغاز سفرهای آسیائی اوباما” عنوان اصلی ابرار است، “آمریكا رسما وارد جنگ علیه شیعیان یمن شد” تیتر اول روزنامه جمهوری اسلامی است، تمدید تحریم ایران” در صدر گزارش های فرهیختگان نشسته، کیهان از قول جورج بوش رییس جمهور سابق آمریکا نوشته “اصلاح طلبان در ایران خط مقدم جبهه آمریکا هستند” و خراسان گلایه رییس ستاد نیروهای مسلح را منعکس کرده “چرا موشک های دفاعی اس 300 ارسال نمی شود؟”

“تزریق 5 میلیون سكه به بازار” گزارش اصلی دنیای اقتصاد را به خود اختصاص داده است.

گزیده مقالات

ایران و آمریکا

کیهان در گزارشی نوشته رئیس جمهور آمریكا با وجود لفاظی های فراوان مبنی بر اینكه تاریخ 30ساله روابط میان ایران و آمریكا را باید به تاریخ سپرد و دوره جدیدی شروع كرد، بار دیگر ماهیت استكباری دولت خود را نشان داد و تمدید تحریم های وضع شده 30سال پیش علیه جمهوری اسلامی ایران را امضا كرد.

این روزنامه ضمن اشاره به مخالفت های مختلف دولت آمریکا با دولت ایران نوشته در چالش هسته ای نیز دولت آمریكا درصدد است همان بیراهه طی شده از سوی دولت بوش را ادامه دهد با این تفاوت كه ایران به جای تعلیق فعالیت های اتمی خود، 7 هزار سانتریفیوژ را به طور كامل در امر غنی سازی به كار گرفته و 1500كیلوگرم اورانیوم غنی شده تولید كرده است. اكنون آمریكایی ها برای چگونگی شعبده بازی و سرقت این اورانیوم ها نقشه می كشند.

ادعای کیهان در زمانی منعکس می شود که همان روزنامه نظرات دکتر فیروزآبادی رییس ستاد نیروهای مسلح را چاپ کرده که گفته است با تبادل اروانیوم ذخیره سوخت نیروگاهی آسیب نمی بیند و خللی در امر ادامه غنی سازی وارد نمی شود.

کلاف سر در گم

فرهیختگان در گزارش اصلی خود نوشته روابط ایران و آمریكا دیگر به یك كلاف سردرگم تبدیل شده است. كلافی كه البته هر یك از دو كشور یك سر آن را در دست دارند اما مدت ٣٠ سال است كه هرگز به یكدیگر نمی‌رسند. هر زمان كه ایران برای برقراری روابطی هرچند محدود با آمریكا آماده بوده است این آمریكا بوده كه تمایلی به برقراری رابطه نداشته و مسیر تهدید و ارعاب و تحریم را پیموده و هر زمان كه آمریكا آمادگی خود را برای برقراری رابطه با ایران اعلام كرده است، طرف ایرانی به دلایل مختلف آمادگی این كار را نداشته است.

این روزنامه با نقل گفته دولتمردان آمریکائی، این سخن وزیر خارجه ایران را آورده: این اقدامات می‌تواند فضای جدیدی را نسبت به مسائلی كه در مناطق مختلف و منطقه وجود دارد، به‌وجود آورد. اما در عین حال تمدید تحریم ایران خود نکته تازه ای است.

لبنان

کیهان در سرمقاله خود از تشکیل دولت جدید لبنان ابراز خشنودی کرده و آن را نشانه تقویت حزب الله در آن کشور دانسته و نوشته سفر دیروز سعد حریری به عربستان كه اولین سفر او به این كشور پس از تشكیل كابینه جدید بود از دو زاویه قابل بررسی است. حریری با این سفر سعی كرد سهم عربستان را در توافق كنونی، بالا نشان دهد. وی می خواهد بر درد عمیق پادشاه سعودی مرهمی دیپلماتیك و تبلیغاتی بگذارد .

به نوشته کیهان توافق جدید در لبنان، اسرائیل را در موقعیت و موضع دشواری قرار می دهد چرا كه از یك سو از اقتدار دو گروه وابسته به تل آویو- كتائب و قوات كه همان فالانژهای دهه 1360 هستند- اثر چندانی باقی نمانده و از سوی دیگر دروزها، مارونی ها و شیعیان به متحدان حزب الله تبدیل شده اند و این یعنی اینكه دولت،مجلس و كشور لبنان تا حد زیادی در اختیار مقاومت قرار گرفته است و از این رو اسرائیل می گوید در جنگ آینده همه لبنان را آماج حملات نظامی قرار می دهم.

فاجعه یمن

روزنامه جمهوری اسلامی برای دومین روز سرمقاله خود را به موضع یمن اختصاص داده و ضمن متهم کردن آمریکا و کشورهای اروپائی به کوشش برای کشتار شیعیان آن کشور نوشته متولیان سیاست خارجی ایران هر چند در محكومیت فاجعه یمن سخنانی به زبان آورده و هشدارهائی داده اند اما انتظاری كه از این نظام و این كشور به عنوان پایگاه نهضت جهانی اسلام می رود بسیار فراتر از اینست .

به نوشته این روزنامه متاسفانه وزارت امور خارجه به جای آنكه فعال باشد منفعل است در حالی که باید ورود آمریكا به جنگ یمن را یك واقعه مهم و یك دخالت آشكار و خطرآفرین برای جهان اسلام تلقی کرد و با تلاش شبانه روزی زمینه مقابله جهان اسلام با این عمل تا دیر نشده فراهم کرد.

مترو را می خواهد

رسول رضائی در سرمقاله تهران امروز با اشاره به برنامه تلویزیونی رییس دولت نشان داده که وی برای دفاع از برنامه دولت و کاستی ها دلایل مختلفی نشان داد در بخشی از آن مسائل خارجی را مقصر دید و در قسمتی مجلس را مقصر معرفی کرد تا سرانجام دلایل متضادی درباره مشکلات شهر تهران و پرداخت نکردن بودجه کافی بیان کرد.

به نوشته این مقاله سپس احمدی نژاد سخنی بر زبان می‌آورد که به نظر می‌رسد بیش از هر دلیل دیگری گویای انگیزه واقعی دولت در عدم پرداخت بودجه کافی به متروی تهران است. او گفت مدیریت مترو را به دولت باز می‌گردانیم. بیان این جمله از سوی احمدی‌نژاد غیر منتظره بود. چرا که اگر دولت مترو را می‌خواست می‌توانست همان چهار سال پیش و قبل از اینکه به تدریج به کاهش تخصیص بودجه به سیستم حمل و نقل شهری تهران اقدام کرد، این خواسته را مطرح می‌کرد نه حالا که آن را با مشکلاتی مواجه کرده است.

دولت و مترو

مردم سالاری در گزارش اصلی خود نوشته دولت جهت حل و فصل مشکلات حمل و نقل شهری، نه تنها سر همراهی با شرکت مترو را ندارد بلکه سیاستی را در قبال این شرکت و مساله حمل و نقل ریلی تهران در پیش گرفته است که گویی هدف غایی آن نشاندن مدیریت شرکت مترو در خاک ناتوانی و ناکارآمدی و سپس فتح مترو توسط دولت است.

به نوشته این روزنامه تقدیرهای احمدی نژاد از محسن هاشمی، مدیر عامل شرکت مترو، در دوران شهرداری اش نشان می دهد که مشکل اصلی در قصه مترو، ناکارآمدی و عدم کفایت وی نیست. اما می توان گفت در آن زمان هنوز تقابل احمدی نژاد – هاشمی رفسنجانی شکل نگرفته بود. اما الان قالیباف شهردار تهران است و تقابل هاشمی- احمدی نژاد نیز در نقطه اوج خود قرار دارد. هم از این رو رویکردی که “احمدی نژاد رئیس جمهور” نسبت به مترو تهران در پیش گرفته است اساسا متفاوت از رویکردی است که “احمدی نژاد شهردار” در قبال مترو تهران اتخاذ کرده بود.

مترو میدان رقابت سیاسی

ابتکار در گزارش اصلی خود نوشته درزیر زمین تهران این تنها کارگزان مترو و تونل های شهری نیستند که مشغول کارند، بلکه سیاست مداران و مدیران اجرایی کشوری وشهری نیز درحال تلاش هستند تا بتوانند پروژه هایی که خود در این لایه زیرین شهر تهران (و البته لایه رویی سیاست کشور)دنبال می کنند به سرانجامی خوش برسانند.

به نوشته این روزنامه پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری و انتخاب محمدباقر قالیباف – که رقیب احمدی نژاد در انتخابات و هم اردوگاه اصولگرایان بود- به سمت شهردار تهران و بروز اختلاف نظر بر سر ادامه یا توقف “منوریل” که محمود احمدی نژاد در زمان حضور خود درشهرداری تهران و حتی پس از آن بر اجرای آن اصرار داشت و مدیریت جدید تهران،اعتقادی به ادامه این پروژه نیمه کاره نداشت، پروژه های شهری و عمرانی تهران به میدانی برای ابراز نظرات سیاسی دو طرف تبدیل شد.

روش های استبدادی

آفتاب یزد در سرمقاله خود با اشاره به سخنان اخیر محمود احمدی نژاد درباره لزوم سپردن مترو به دست دولت به اظهارنظرهای پیشین وی در مقام شهردار تهران اشاره کرده و از جمله پرسیده آیا احمدی‌نژاد كه هم‌اكنون ریاست دولت را برعهده دارد توقع 6 سال قبل خود را از دولت – انتقال نمایشگاه– انجام داده كه اكنون، می‌خواهد به جای شهردار تهران بنشیند و برای مترو تصمیم بگیرد؟ آیا دولت احمدی نژاد، احكام قانونی مصوب مجلس در خصوص تخصیص اعتبارات مترو را به درستی انجام داده كه امروز بدون توجه به حوزه اختیارات دولت و شهرداری، می‌خواهد برخلاف نظر شهرداری و شورای شهر، پروژه قطار هوایی را برتهران تحمیل كند؟

سردبیر این روزنامه پرسیده آیا احمدی نژاد تاكنون، به خاطر كوتاهی‌ها در تامین حمل ونقل ایمن هوایی و زمینی برای مردم – كه وظیفه مستقیم دولت می‌باشد– گوش زیر دستان خود را پیچانده است كه اكنون می‌خواهد به جای شهردار تهران بنشیند واقدامات اجرایی مرتبط با حمل ونقل درون شهری را شخصا مدیریت كند؟‌

آفتاب یزد تاکید کرده مهمتر، زنگ خطری است كه برخی رفتارهای احمدی نژاد به صدا درآورده است. او مصوبه مجلس را به شرطی قابل اجرا می‌داند كه دقیقا مطابق خواسته حلقه مشاوران رئیس دولت باشد و اختیارات بزرگترین نهاد مردمی – شورای شهر – را نادیده می‌گیرد. آیا او به این مسئله اندیشیده است كه پایان راهی كه او آغاز كرده به كجا ختم می شود؟ آیا این ‌گام نهادن در راهی نیست كه در آینده‌ای دور یا نزدیك، روش‌های استبدادی را نهادینه می‌كند؟

توفان درو کردن

خسروشاهین در حیات نو با اشاره به انتقادهای رییس مجلس از صدا و سیما نوشته بهتر است کسى به آقاى رئیس مجلس یادآور شود که خود روزگارى با این رسانه ملى چه کرد و امروز چه شده که انتظار دیگرى از صدا و سیما دارد؟ اگر آقاى لاریجانى یادشان رفته لااقل ما فراموش نمى‌کنیم آن دورانى که صدا و سیما تحت لواى ریاست ایشان چگونه نهادهاى قانونى کشور را مورد محبت و التفات خود قرار مى‌داد.

نویسنده حیات نو یادآوری کرده که در زمان قتل‌هاى زنجیره‌اى علی لاریجانی که رییس سازمان صدا و سیما بود با پخش برنامه چراغ، این رسانه را به زمینه‌اى تبدیل کرد تا توپخانه اتهام‌پراکنى علیه اصلاح‌طلبان روشن شود. حال شایسته آقاى لاریجانى نیست که از عملکرد صدا و سیما دل‌چرکین شود چرا که خود کرده را تدبیر نیست. فراموش نکنیم آنها که باد مى‌کارند روزى روزگارى توفان درو مى‌کنند.

انتقاد از اوضاع

حیات نو در مقاله ای به سخنان اخیر آیت الله شاهرودى و لحن انتقادى وی از روند مدیریت کشور و حوادث پس از انتخابات اشاره کرده و نوشته این سخنان دو پیام دارد یکی آن که اکثر مسئولان و چهره‌هاى برجسته فکرى و علمى کشور، از آنچه در کشور رخ مى‌نماید به شدت نگرانند و دیگر آنکه چرا هیچ اهرم میانجى براى خروج از بحران کنونى تلاش نمى‌کند و تداوم سیاست اتلاف زمان مرهمى بر زخم‌هاى برجامانده نمى‌گذارد.

نویسنده حیات نو با اشاره به این که آیت الله شاهرودی معتقد به همزیستى و توافق جریان‌هاى سیاسى در حاکمیت است پرسیده چرا مسئولانى که هرکدام از آنان نسبت به وضعیت موجود مسئول و به طریق اولى باید پاسخگو باشند، از کارآمدى لازم براى راه حل مناسب برخوردار نیستند. ناگفته پیداست که وظایف و تعهداتى که بر دوش صاحب‌منصبان نهاده شده، آنان را ملزم مى‌سازد که از حقوق شهروندان دفاع کنند.

محدودیت اطلاع رسانی

مردم سالاری در سرمقاله خود به وظیفه اطلاع رسانی رسانه ها و محدودیت های حاکم بر آن اشاره کرده و نوشته محدودیت های فراوان اجازه ایفای نقش اصلی را به مطبوعات نمی دهد و سوالات فراوان فراروی جامعه بی پاسخ می ماند یا پاسخ تفاهمی دریافت نمی کند، اعتماد آسیب می بیند، رسانه های خیرخواه، همراه و منتقد هم در حوزه اعتماد سازی آسیب می بینند در چنین شرایطی مردم به مطبوعات روی نمی آورند و وقتی مطبوعات برای جلب نظر مردم به مسوولیت اجتماعی و نقش آفرینی ذاتی همت می کنند با مشکلا تی مواجه می شوند.

نویسنده سرمقاله مردم سالاری خطاب به معاون تازه وزارت ارشاد نوشته عوامل محدود کننده حرکت را از سر راه مطبوعات بردارید ، کارکرد اطلاع رسانی و اطلاع یابی و توجه به نیاز مخاطب و انتظار مخاطب از مطبوعات را به رسمیت بشناسید، مطبوعات تیراژ میلیونی خود را پیدا خواهند کرد. وظیفه مطبوعات اعتماد سازی نسبت به حاکمیت نیست وظیفه مطبوعات تفاهم با مخاطب و تلاش در ایجاد تفاهم مردم است.

مهدى سحابى، مترجم و نقاش ايرانى، در پاريس درگذشت

November 10th, 2009 Mihan News No comments

مهدی سحابی با ترجمه رمان «در جست و جوى زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست، در ايران به شهرت رسيد.

مهدی سحابی با ترجمه رمان «در جست و جوى زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست، در ايران به شهرت رسيد.

مهدى سحابى، مترجم آثار معروف تاريخ ادبيات جهان، مجسمه‌ساز و نقاش ايرانى، یک‌شنبه شب بر اثر ايست قلبى در شهر پاريس درگذشت.

آقاى سحابى که متولد سال ۱۳۲۲ در شهر قزوين بود و هنگام مرگ ۶۶ سال داشت با ترجمه رمان «در جست‌وجوى زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست در ايران به شهرت رسيد.

آقاى سحابى براى ترجمه اين رمان هفت جلدى كه شاهكار بزرگ این نویسنده فرانسوی است نزديك به ۱۱ سال وقت صرف كرد كه مجموعه اين اثر در هشت جلد از سوى نشر مركز در تهران به چاپ رسيده است.

مهدى سحابى دوران دبستان و دبيرستان خود را در تهران به پايان رساند و براى تحصيل در رشته نقاشى به دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران رفت، ولى درس خود را ناتمام گذاشت و براى تحصيل در رشته كارگردانى سينما به ايتاليا رفت و در آكادمى هنرهاى زيباى «رم» مشغول به تحصيل شد. او اما اين دوره را نيز ناتمام گذاشت.

وى سابقه كار روزنامه‌نگارى را نيز در كارنامه خود داشت و در سال ۱۳۵۱ همكارى خود را با روزنامه كيهان به عنوان مترجم زبان‌هاى فرانسه و ايتاليايى آغاز كرد، ولى در سال ۵۸ اين شغل را ترك كرد و از سال ۱۳۶۰ به صورت تمام وقت به عنوان مترجم آثار ادبى فعاليت خود را دنبال كرد.

علاوه بر ترجمه رمان «زمان از دست رفته»، برگردان فارسى «مرگ قسطى» اثر لويى فردينان سلين، «مادام بووارى» نوشته گوستاو فلوبر و «بارون درخت‌نشين» اثر ايتالو كالوينو از ديگر آثار مهدى سحابى است كه طى سه دهه گذشته در ايران منتشر شده است.

وى همچنين دو اثر از سلمان رشدى با عنوان «شرم» و «بچه‌هاى نيمه‌شب» را به فارسى ترجمه كرد كه نخستين كتاب در دوره پنجم كتاب سال جمهورى اسلامى ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به عنوان كتاب سال برگزيده شد.

مهدى سحابى در ۲۸ سال گذشته علاوه بر كار ترجمه علاقه خود به نقاشى را نيز دنبال كرده و همچنين به خلق آثار تجسمى پرداخت كه مجموعه كارهاى او در چندين نمايشگاه در ايران و جهان با مضمون صورتك‌‌هاى متعدد انسانى به نمايش در آمد.

مهدی سحابی ساکن فرانسه بود و هر از چندی برای برپایی نمایشگاه‌های خود و چاپ آثارش به ایران سفر می‌کرد.

آيت‌الله العظمي موسوي‌ اردبيلي: نبايد اجازه داد خرافات راجع به امام زمان (عج) گسترش يابد

November 7th, 2009 Mihan News No comments

آیت الله موسوی اردبیلی - www.Mihan-News.com

آیت الله موسوی اردبیلی - www.Mihan-News.com

آيت‌الله العظمي موسوي ‌اردبيلي گفت: نبايد اجازه داد انحرافات و خرافات راجع به امام زمان (عج) گسترش يابد و با آگاهي از مباحث مهدويت بايد از انحرافات در اين عرصه جلوگيري شود.

به گزارش  مرکز خبر حوزه، اين مرجع تقليد در ديدار مدير و کارکنان مرکز تخصصي مهدويت تصريح کرد: اگر بحث مهدويت در ميان طلاب و دانش‌پژوهان به مناظره گذاشته شود، اثربخش خواهد شد و نتايج خوبي به همراه خواهد داشت.

موسوي ‌اردبيلي با اشاره به اينکه مخاطبين مرکز تخصصي مهدويت گروه خاصي نيستند، خاطرنشان کرد: اين مرکز بايد همه اقشار را تحت آموزش‌هاي مهدوي قرار دهد.

وي با بيان اينکه در شرايط فعلي بايد مباحث مهدوي به طريق علمي مطرح شود، تصريح کرد: براي نشر معارف مهدويت در سطوح مختلف جامعه به ويژه در بين تحصيل کرده‌ها بايد فعاليت گسترده‌تري صورت گيرد.

موسوي‌ اردبيلي به کتب مورد بحث مهدويت اشاره کرد و افزود: کتب زيادي در خصوص مباحث مهدويت نوشته شده است، ولي اصول کافي مرحوم کليني کتاب مرجع در اين زمينه است.

وي به ادعاي برخي از افراد در مورد ملاقات با امام زمان (عج) اشاره و خاطرنشان کرد: برخي از اين وقايع که از بزرگان و علما نقل شده صحيح است، ولي نبايد به داستان‌هاي کاذب که سندي ندارد، توجه کرد.

در ابتداي اين ديدار مدير مرکز تخصصي مهدويت با ارايه گزارشي از فعاليت‌هاي اين مرکز گفت: تاکنون250 طلبه از اين مرکز فارغ‌التحصيل شده‌اند.

حجت‌الاسلام والمسلمين کلباسي استفاده از وسايل نوين در تبليغ را ضروري دانست و بيان داشت: 12 پايگاه اينترنتي به زبان‌هاي مختلف در مسئله مهدويت راه‌اندازي شده است.

وي با اشاره به حضور مبلغين مهدويت در سراسر کشور، خاطرنشان کرد: يک هزار مبلغ در عرصه تبليغ مهدويت فعاليت دارند.

تجمع و اعتصاب سراسری دانشجویان دانشگاه های ایران – 50 شهر – 200 دانشگاه

November 6th, 2009 Mihan News 1 comment

Mihan News

علی پیرحسین ‌لو آزاد شد

November 3rd, 2009 Mihan News No comments

میهن ‌نیوز: علی پیرحسن‌لو وبلاگ‌نویس و عضو شاخه جوانان جبهه مشاركت اسلامی، صبح امروز آزاد شد

به گزارش میهن ، پیرحسن‌لو 26 شهریورماه در منزل شخصی خود با حكم دادستانی تهران به همراه همسر خود بازداشت شد.

بعد از حدود 10 روز همسر او آزاد‏ اما پیرحسن‌لو از آن روز تا امروز صبح در زندان اوین در بازداشت به‌سر می‌برد.